.

قسمت سوم

اصل پرهيز از حضور مسلمانان يهودي‌تبار در حزب‌الله

مقدمه د: اگر از حیث «اثباتی»، خطرناکترین جریان نفوذی در دوران پیامبر(ص) و نیز دوران اهل‌بیت(ع) که از نفوذ فوق‌العاده‌ای نیز بهره داشته‌اند مسلمانان یهودی‌تبار بوده‌اند که با مسلمان شدن ناگهانی، خود را در جامعه اسلامی حاضر ساخته و با بهره از روابط پولی و روش‌های پیچیده تشکیلاتی آن هم با هدایت کامل و دقیق «کاهنان» ناحیه‌ای یا منطقه‌ای و نیز استفاده از ابزارهای «سحر» و «جادو» توانستند در ارکان «سیاست» و «حکومت» و بلکه «اقتصاد» جوامع گذشته و حال اسلامی «نفوذ» نمایند ـ که افشاي اين جریان و لایه‌هایشان خود فرصتی مفصل می‌طلبد ـ و اگر در تمامی مصايبی که بر اهل‌بیت(ع) در دوران ظهور اولیه‌شان وارد آمد می‌توان به آسانی حضور «پنهان» و «آشکار» یهودی‌تباران را یافت ـ حتی اگر آن حوادث مرتبط به «ترور» پیامبر(ص)، «کودتای سقیفه» و بلکه دو جریان حاکم بنی‌امیه، بنی‌عباس و غیره باشد ـ پس باید بتوان از حیث اثباتی نیز بر این باور بود که یهودی‌تباران مسلمان شده، خطرناکترین جریان نفوذ کننده و نفوذی در جامعه اسلامی شیعه بوده و می‌باشند به طوری که حضورشان در تمامی «ابعاد» و «ارکان» جامعه و حکومت کاملا «تشکیلاتی» و «پنهانی» صورت می‌گیرد و تمامی «مصايب» برونی و درونی جامعه اسلامی از ناحیه آنان «تعریف»، «هدایت» و «اجرا» می‌شود؛ جالب این است که اين جریان یهودی‌تبار منحصر به جوامع اسلامی نیست بلکه جوامع «مسیحی» و بلکه سایر ادیان و فرق را نیز شامل است. بی‌جهت نیست که امروزه با جریان پر قدرت «صهیونیسم مسیحی» نه فقط دنیای «غرب» به تصرف یهودیان بنی‌اسرايیلی درآمده است که جهان ادیان و فرق و بلکه جهان اسلام سخت تحت سلطه و تجاوز مسیحیان قرار گرفته است ـ همان مسیحیانی که ذاتا نباید تجاوزگر باشند ـ چنانکه همین سخن در دوران جریان جنگ‌های صلیبی نیز صادق بوده و هست.