. افشاي فقيهانه اهداف و برنامههاي فتنه كوچ بر ضد فقاهت، روحانيت و نظام ولايي شيعه
در حالي كه نامبرده بايد توجه نمايد كه:
اولا: اگر واژگان و به تبع عناوین در قضایای دینی، عصاره تمام عیار معانی قضایا و به تبع نماد واقعی از حقايق مطوی آن قضایا میباشند ـ در غیر این صورت نمیتوان رابطهای را میان اسم و مسمی برقرار دید ـ و اگر انسان بدون علم نیست و اگر علم بر پای وساطت عناوین قابل فهم و تفهیم است و اگر علم اولا و بالذات «ایتايی» است و نه دراستی ـ در غیر این صورت جمله «و علم الانسان ما لم یعلم» درست نبود ـ که تمام علم از نوع وحیانی بوده ـ و علم آدم الاسماء کلها ـ و اگر هر آن مفهوم و عنوانی که در حوزه معرفت انسانی و بلکه مخلوقی در قضایای وحیانی بیان شده و میشود بدون القاء «ایتايی» و در مرتبه بعدی بدون تعلیم دراستی نیست و اگر ذات علم ايتايي وحیانی است و اگر عرضه علم نیز در قالب تعریف «حصولی» و بلکه حتی «حضوریاش»! بدون کاربرد طریقی محض مفاهیم و به تبع عناوین نیست و اگر هر عنوانی دارای «معنون»، «مصداق» و «فرد» است که نه فقط به دو مرتبه «حصولی» و «حضوری» مذکور، که به مراتب شهودی وصولی قابل تعریف است و اگر عناوین نیز تمام مرآت برای معنونات و به تبع مصادیق و افراد میباشند و اگر معرفت به عناوینی با چنین ویژگی جز با تعریف خود شارع دین، امکان پذیر نیست، بنابراین باید مقید بود که «عناوین» و بخصوص عناوین دینی ـ که در متون وحیانی به کار رفته است ـ با تعاریف خود شارع دین باید شناخته شوند. بی دلیل نیست که ما در مباحث علم اصول معرفت دینی با دلايل گوناگون ثابت کردهایم که معانی عناوین «عرفی»، هر یک جلوهای از معنای «حقیقی» آن عناوین میباشند و در صورتی میتوان به معانی حقیقی عناوین دست یافت که با جمع «برآیندی» معانی استعمالی از یک طرف و عرضه آن به قضایای وحیانی از طرف دیگر و در نهایت جرح و تعدیل آن، از طرف سوم به مرتبهای از مراتب معانی حقیقی واژگان دین دست یافت. بنابراین به جناب دکتر سروش توصیه میشود که نه فقط در «کاربرد» همه عناوین، که در کاربرد عناوین خاص به دین همانند معاد، قیامت، هجرت و غیره ـ نه فقط معانی «حقیقیشان»- را که از حیث «انطباقی»، معنونات، مصادیق و بلکه افراد همان عناوین را مطابق با نظر شارع دینی به کار برند.