. فقه عام تشكيلاتي و فقه تشكيلاتي خاص
4. اگر تمامی حقايق وجودی اعم از عینی و انسانی بدون هویت دینی نیست و اگر هویت دینی هر حقیقتی به برآمدن آن از متن محوری دین ـ کتاب الله ـ و حکمتهای برداشتی آن ـ چه به نحو ایتايی یا دراستی آن ـ بر محور بیانات اهلبیت(ع) است و اگر سازماندهی و تشکیلات به عنوان یک واقعیت رفتاری انسان ـ و بلکه همه موجودات ذی شعور اجتماعی ـ بدون هویت دینی نیست پس باید که مبانی و نوع سازماندهی و تشکیلات را از «متن محوری دین» و اصول «حکمتهای دینی مدیریتی» اعم از حکمها و حکمتهای «قاب قوسینی»، «نبوی»، «علوی»، «فاطمی» ، «ولوی» و بالاخره «صلوحی»، آن هم بر اساس منطق «علم اصول معرفتی حجتی» ـ کلان و اختصاصی ـ آن را به دست آورد، ولو یافت حقايق «واقعی» و «باطنی» سازماندهی و تشکیلات دینی حزبالله را که مبتنی بر علمهای اصولی خاص آن دو مرتبه ـ علم اصول انطباقی و علم اصول باطنی ـ است را نمیتوان به این آسانی آن هم قبل از دوران ظهور حضرت بقیه الله(عج) به دست آورد.
5. بر اساس متن محوری دین ـ «کتاب الله» -و متون تفصیلی دین-«حکمتهای برگرفته از احادیث دینی» ـ محور سازماندهی و تشکیلات دینی دین، مبتنی بر عنوان «حزبالله» است زیرا که اگر «عناوین» دینی، «حقايقی ماثوری» ـ و نه عرفی درجه دوم ـ است و اگر حقايق ماثوری را باید از «متن دین» شناخت ـ در غیر این صورت قضایای دینی به دست آمده از راه حقايق عرفی غیر مبین به بیان شارع دینی، ما را به بیراهه خواهد برد ـ و اگر «عناوین» قضایای دینی، عصاره عنوانی حقايق مرتبط و نظام یافته اصول حکمتی هر علماند و اگر محوریترین عنوان تشکیلاتی در متون محوری دین، عنوان حزبالله است پس باید تمام محور مباحث فقاهتی شیعه بر محور عنوان حزبالله نیز تعریف گردد.